یاسر

شتر سواری دولا دولا نمیشه

 این مطلب را در تکمیل دلایل کناره گیری یک عضو از یک تشکل دانشجویی مانند جامعه اسلامی دانشجویان که در ریگ متین ذکر شده بود، می نویسم.

به نظر من کناره گیری یک فرد از کار تشکیلاتی همیشه هم چیز بد و نامیمونی نیست بلکه گاهی اوقات می تواند باعث غربال گری افراد آن تشکل باشد. 

دلایلی که در ریگ متین برای این موضوع ذکر شده است دلایل مهم و قابل تأملی است ولی در این بین یک نکته که به نظر بنده خیلی مهم است بحث نگاه افراد به تشکل و هدف آنها از عضویت در تشکل است.

در آستانه انقلاب اسلامی همه ی گروه ها و تشکل های سیاسی آن روز برای از بین بردن حکومت وقت متحد شده بودند هریک به نیتی. عده ای از همان فردای انقلاب سر ناسازگاری با نظام داشتند و خیلی ها هم به مرور زمان وقتی دیدند نمی توانند از پوستین انقلاب برای خود گلیمی ببافند از صف طرفداران نظام خارج شدند یا گوشه ی عزلت گرفتند و خنثی بودند و یا در مقابل نظام قرار گرفتند.

با این مقدمه به این موضوع می پردازم که یکی از دلایلی که می تواند باعث خروج یک فرد از تشکیلات شود عدم همخوانی آرمان های یک فرد با آرمان های تشکل و یا نگاه نردبانی فرد به تشکل برای رسیدن به اهداف شخصی تشکیلاتی وسیاسی باشد.

ممکن است در بعضی از تشکل ها این فرد بتواند به این اهداف خود برسد ولی در تشکل های پویا و به معنای واقعی دانشجویی ممکن است چند صباحی این قبیل افراد سوار بر خر مراد باشند ولی کم کم به زمین خواهند خورد.

البته در کنار این ریزش ها بر عکش هم وجود دارد که می تواند باعث جذب یک فرد به یک مجموعه دانشجویی شود.

پس یکی از دلایل اصلی کناره گیری یک عضو در یک دفتر دانشگاهی و یا در رأس یک تشکل دانشجویی میتواند نگاه ابزازی فرد به تشکل برای رسیدن به مقاصد شخصی اش باشد که این عدم رسیدن به هر دلیلی می تواند باعث سرخوردگی شخص از ادمه کار باشد.


پی نوشت: فردا ۱۶ آذر است، روز دانشجو. دعا می کنم  حداقل فردا دانشجویان در خواب نباشند

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 9:24  توسط یاسر  |